بسم الله الرحمن الرحیم

انقلاب اسلامی چه رسالتی نسبت به غرب دارد؟ | دکتر همایون در همایش دعوت جهانی اسلام

همایش دعوت جهانی اسلام از طرف دفتر مطالعات دعوت اسلامی واحد جهاد علمی بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع) و کانون اندیشه جوان به مناسبت روز ارتباطات و روز جوان برگزار گردید.

در ابتدای برنامه، محمدهادی همایون استاد دانشگاه امام صادق(ع) درباره «نگاهی به نسبت تمدنی  و رسالت انقلاب اسلامی در قبال غرب» سخنرانی خود را آغاز کرد.

وی در ابتدا به این مطلب اشاره کرد که شرایط جهانی بسیار جدی و حساس است و باید از ثانیه به ثانیه این شرایط استفاده کنیم چرا که هریک از ما در این شرایط وظایفی داریم که باید به آن عمل کنیم اتفاقات مهمی در حال رخ دادن است و یک تعیین تکلیف بسیار بزرگی برای تاریخ شکل می گیرد که برای انسان قابل باور نیست که در این شرایط قرار گرفته است، مثل روزی که قرار بود در شبه جزیره حجاز بعثت پیامبر اتفاق بیفتد و مردم آن زمان چه حال و فهمی از قضایا داشتند.

رسالت تمدن اسلامی با تمدن غرب

وی افزود: نمی خواهم موضوع را به ظهور گره بزنم که خیلی امر پیچیده و بعیدی هم نیست اما می دانیم که اتفاقات بسیار مهمی می افتد و سرعت تحولات و تغییرات به حدی است که ظاهراً ما دیگر راه حلی غیر از آنچه برای مان تعیین شده نمی توانیم ببینیم. نسبت تمدن اسلامی با تمدن غرب از یک سو و خود غرب از یک سو که باید بین این دو و فاصله بین این دو را مشخص کنیم و ببینیم که انقلاب اسلامی ما در دل تمدن اسلامی و شعار تمدن اسلامی چه رسالتی نسبت به غرب دارد.

همایون ادامه داد: اولاً مروری هم بر تمدن غرب و هم خود غرب و هم تمدن اسلامی خواهیم داشت، اگر حدود قرن ۱۵ برگردیم یک اتفاق در دل سرزمین های اروپایی افتاد و شکل گرفت و بعد از دوره ای از تحولات مرتبط با هم در مطالعات اسم تمدن روی آن گذاشته شد و گفتند این تمدن، تمدن غرب است و ارزش های این سرزمین جهانی می شود. وارد قرن ۱۶ و ۱۷ و ۱۸ و ۱۹ و انقلاب صنعتی و جنگ جهانی و بعد نظام جدید جهانی تا انقلاب اسلامی و احوال معاصرمان را تمدن غرب نام نهاده ایم. درست است که خاستگاه این تمدن اروپا بوده است و یک دوره به امریکا منتقل شده است ولی الان تمدن غرب منحصر به سرزمین های غربی نیست، تمدن غرب تمدنی است که با ملاک های ظاهری خود در همه جهان گسترش پیدا کرده است.

وی افزود: آوارگان مسلمان روئیندیا به مالزی پناه برده اند و در قایق ها و روی آبها آواره هستند، اما کشور مسلمان مالزی خود را کنار کشیده و نجات این آوارگان را ممنوع اعلام کرده است! این چیزی غیر از غرب است؟ آنچه از ارزش های تمدن غرب می فهمیم این است که مسلمان قرار است به مسلمان دیگر کمک نکند. حوادث مصر، ماجرای محاکمه مبارک و محاکمه آقای مورسی و اتفاقات دیگر غیر از غرب است؟

همایون سپس در مورد وضعیت تمدن غرب و نسبتش با تمدن اسلامی توضیح داد و گفت: این اتفاقی که در دل سرزمین های اروپایی افتاد و دانشمندانی متوجه شدند که شرایطی پیش می آید که با دوران قبل خود متفاوت است و یک نظام منسجم شکل می گیرد، اسمش را تمدن گذاشتند. بعداً به این نتیجه رسیدند که باید یک سنت در تاریخ برای خود درست کنند، دیدند که مشابه این حوادث در دوره ای حدود ۲۵۰۰ سال پیش در یونان هم رخ داده است و تمدنی شکل گرفته است، روی الگوی آن نام تمدن گذاشتند و نوبت بعدی اندیشمندان ما بودند که بررسی کردند و دوران صدر اسلام به بعد و اتفاقاتی که در دوران بنی امیه و بعد به ویژه در دوران بنی عباس و قرن چهارم افتاد که تمام حکومت ها شیعی هم بودند مثل فاطمیون، علویان طبرستان و …. نامش را تمدن گذاشتیم، یعنی گفتیم چطور اروپائی ها گفتند این اتفاقی که در قرن ۱۵ افتاده نامش تمدن است و ما انسان های متمدنی(در برابر وحشی بودن) هستیم، ما هم گفتیم آنچه در صدر اسلام و این چند قرن اتفاق افتاده نامش تمدن اسلامی است و بعد به مرور زمان ادبیاتی برای این ماجرا درست کردیم.

وی در ادامه گفت: اخیراً که مطالعه ای روی آیات قرآن کریم داشتم دیدم که این اشتباه متأسفانه در تفاسیر ما هم رخ داده است و وقتی دنبال رد پای تمدن در قرآن کریم می گردیم به اعتبار همین ترجمه ای که خودمان کردیم به دنبال واژه مدینه می رویم و بعد می گوییم هرجا که قرآن کریم این واژه را به کار برده منظور تمدن و جامعه متمدن است. این اشتباهی که از قرن ۱۵ تحت تأثیر این برداشت ها داشته ایم تا کجا در مطالعات ما هم خودش را نشان داده است.

وی در ادامه توضیحی در مورد تمدن اسلامی داد و گفت: یک نگاه این است که تمدن اسلامی یعنی تمدنی که آغاز آن از بعثت پیامبر اکرم و به ویژه از تشکیل جامعه مدینه بوده و کم کم گسترش پیدا کرده تا به دوران بنی امیه و بنی عباس رسید، تا زمانی که خلفا رسما بودند و سال ۶۵۶ که هلاکو خان مغول به بغداد حمله کرد و آنجا را گرفت و حکومت بنی عباس سقوط کرد دیگر تمدن اسلامی را نداریم و بعد از آن حکومت های پراکنده اسلامی را داریم. در این نگاه دوران حکومت عثمانی به عنوان بازسازی تمدن، بعداً تلقی می شود که دوره طولانی و مهمی است. یک نگاه دیگر که بیشتر شیبی است می گوید آغاز تمدن همان بعثت پیامبر اکرم و به ویژه هجرت پیامبر و شکل گیری حکومت است اما پایانش آن نیست و دقیقاً سال ۶۵۶ که نظام خلافت بنی عباس زمین خورد، حکومتهای شیعی فرصت ظهور پیدا کردند و در قرن ۴، ۵ و ۶ تقریبا تمام جهان اسلام را حکومت های شیعی گرفته بودند که آنجا باز یک نظر دیگر داریم که حکومت های شیعی لزوماً حکومت های مبتنی بر ولایت اهل بیت نبودند و این هم تمدن اسلامی تلقی نمی شود.

آغاز تمدن اسلامی از بعثت و هجرت پیامبر اکرم نیست

استاد دانشگاه امام صادق افزود: ولی این حکومت های شیعی ادامه حیات دادند و بعداً حمله غزنویان و … را داریم که سقوط کردند تا بعد در ماجرای صفویه و عثمانی احیای مجدد در تمدن اسلامی شده و بعد باز زمین خورده است و اگر دوران معاصر را حساب کنیم باید بگوییم که تجدید حیات اتفاق می افتد وگرنه آنچه که به عنوان تمدن اسلامی می شناسیم سال ۱۱۳۵ با حمله سلطان محمود افغان به اصفهان از بین رفته است. نگاه سوم که بنده شخصاً طرفدار آن نگاه هستم می گوید اولاً آغاز تمدن اسلامی که از بعثت و هجرت پیامبر اکرم نیست بلکه از ابتدای زمانی است که انبیاء این ماجرا را آغاز کردند، حالا شما می خواهید از زمان هبوط حضرت آدم بگیرید، یا اولین قیام را از اولین پیامبر اولوالعزم یعنی حضرت نوح بدانید. همه  اینها تلاش کردند تا تمدن اسلامی شکل بگیرد، یک برهه در تمدن اسلامی  وجود دارد که نامش بعثت پیامبر اکرم است که به آن دوره آخرالزمان می گوییم، پس با این فرض تمدن اسلامی از زمان اولوالعزم اول آغاز شده و به اولوالعزم دوم و سوم و … رسیده و تحولاتش هم برای ما روشن است.

وی ادامه داد: در دوره آخر الزمان، مقطعی مهم پیش آمده که یک نقطه عطف بسیار جدی به نام بعثت پیامبر اکرم و تشکیل حکومت مدینه بوده و بعد باز این حکومت دچار تحولاتی شده است تا به امروز رسیده ایم و اساساً انقطاعی وجود ندارد و به سمت تمدن اسلامی همچنان حرکت می کنیم.

وی سپس با اشاره به مقطع انقلاب اسلامی گفت: اگر این طور فرض کنیم که به سمت تمدن اسلامی می رویم، یک مقطع بسیار مهم بعد از بعثت پیامبر اکرم داریم که مقطع انقلاب اسلامی است، یعنی اگر انقلاب اسلامی ادعای زمینه سازی ظهور را دارد و این ادعا به شکل احیای تمدن نوین اسلامی است و با شرایط امروزی شکل می گیرد و این تمدن باید زمینه ساز ظهور باشد. اگر اینطور باشد به سمت تمدنی می رویم که قرار بوده در آخرالزمان به نتیجه برسد. آن مقطع مهم کجاست؟ آن طور که روایات آخرالزمان می گویند موقعی است که این چیزی که نامش را تمدن غرب می گذاریم و با سرزمین های غربی لزوماً یکی نیست و تعبیر آیات و روایات از این مقطعی که ما در آن زندگی می کردیم شب است که بسیار ضلالت آور هست بر همه جهان حاکم شده و گستره جهانی و عمق بسیار شدیدی داشته است تا جایی که در همه زوایای زندگی انسان و در هر خانه ای این شب تاریک وارد شده و آلوده این ماجرا شده ایم، درست در لحظه ای که این تمدن کاملاً خود را مستقر می کرده و این مطلق بودن تاریکی جا می افتاده به نحوی که دیگر در آن امیدی نباشد، انقلاب اسلامی شکل گرفته و انفجار نور بوده است و در روایات از این مقطع به بین الطلوعین و فجر صادق تعبیر می شود. شرایطی مهیا می شود که بخشی از نور را در تاریکی ببینیم و بعد مردم به طلب نور شروع به حرکت می کنند.

همایون در ادامه با طرح این سوال که: تمدن غرب از کجا درست شده است که می گوییم ریشه ضلالت هست و آیا می توانیم در ادبیات مهدوی و معارف اسلامی بگوییم این تمدن سراپا شیطانی است؟ به توضیح پاسخ این سوال پرداخت و گفت: شیطان نمی تواند تمدن سازی کند و هیچ چیزی را نمی تواند فی نفسه درست کند. شیطان سایه ای از اقدامات حزب الله است که انحراف بگیرد، مثل دین که الان مد شده و می گوییم یهود در حالی که منظورمان حزب شیطان است، در حالی که یهودیت یک دین است اما این دین روز اول دین اسلام بوده و کم کم شیطان بر این ماجرا سوار شده و تحریف شده است. ایده اولیه درست بوده ولی بعد منحرف شده است.

بنیان تمدن غربی هم تمدن اسلامی است

وی افزود: پس اگر در مورد تمدن صحبت می کنیم باید دقت کنیم که این تمدن شیطانی بالکل و از ابتدا نیست ولی پایه و ریشه این تمدن، تمدن اسلامی خودمان است که در یک دوره مورد تعرض واقع شده و درست در دوره ای که می گوییم اروپا رشد می کرد در جنگ های صلیبی ما را به جان هم انداختند و تمدن اسلامی ما آلوده شد و تمدن اروپایی به سمت اقتباس از تمدن اسلامی رفت، در مقطعی که ما تکنولوژی تولید می کردیم و همین ها به جامعه غرب رفت و بعداً اینها شروع به کار روی آن کردند و مبدأ و معاد علوم اسلامی را قیچی کردند و بعد اصالت تکنولوژی را جلو آوردند و جلوی فهم و معرفت ما را در خیلی از زمینه ها گرفتند و راه های معرفت را منحصر به حس و تجربه کردند، پس بنیان تمدن غربی هم تمدن اسلامی است.

وی اضافه کرد: تمدن اسلامی که در دل سرزمین های اسلامی شکل گرفته بود در یک دوره به ظاهر سقوط کرده و در واقع و در باطن ادامه حیات داده و بعد از ماجرای سلطان محمود افغان و صفویه کم کم وارد تحولات حوزه های علمیه شدیم، به نحوی که به دوران مشروطه رسیده ایم. مشروطه مورد دستبرد واقع شده و زمین خورده ایم و دوباره برخاسته ایم تا به نهضت ملی شدن صنعت نفت و سپس به انقلاب اسلامی رسیده ایم و بسیار جدی به سمت ادامه تمدن سازی حرکت می کنیم.

همایون گفت: تمدن غرب در یک دوره به اوج تکنولوژیک و ظاهر خودش رسیده و بنیان های اخلاقی، معنوی و دینی آن کم آورده است تا این سازمان را حفظ کند. واقعیت هم همین است و اگر حتی انقلاب اسلامی رخ نمی داد تمدن غرب زمین خوردنی بود. پس دوباره روی ما خودشان را احیا می کنند تا چند صباح دیگر نفس بکشند ولی تمدن غرب در حال زمین خوردن است و این تمدنی که زمین می خورد از کجا شروع می کند؟ از همان جاهایی که آغاز کرده یعنی سرزمین های اروپایی و شمال آمریکا که نشانه های این گسست آغاز می شود و متوجه می شویم که تمدن غرب به زمین می خورد. از این سو ما که تمدن اسلامی را شروع کرده ایم از کجا شروع کردیم؟ از همین مرکزیت اصلی خودش و در دل همین سرزمین های اسلامی. پس باید یک لایه بگذرانیم تا به سرزمین های اروپایی برسانیم.

وی در ادامه گفت: این ماجرا را از حضرت امام قبلا هم تعریف کرده ام و دوباره تأکید و تعریف می کنم که آقای عسگراولادی در نماز جمعه تعریف کردند و کامل تر آن را جای دیگری گفته بودند و بعد مکتوب شد. ایشان می گفت بهمن سال ۱۳۴۱ بود (انقلاب سفید شاه و ملت و مقابله امام با این جریان) به خدمت امام می رفتم، در راه متوجه شدم که ساواکی ها تعقیبم می کنند و نگران شدم چرا که در کشوی میزم نام مجاهدین انقلاب بود و همسرم بیمار بود و اگر چنین می شد کل نهضت از دست می رفت. هرطور بود اینها را گم کردم و به خانه امام رسیدم. آنجا بودم و وقتی می خواستم بیرون بیایم مدام به امام می گفتم که مردم پشت سر شما نخواهند آمد و علما تنهایتان می گذارند، اما امام می فرمودند اینطور نیست. آخر که خیلی اصرار کردم امام فرمودند که آقای عسکراولادی ما اینجا پیروز می شویم و حکومت اسلامی شکل می گیرد و بعد از آن این ایده و جریان را به کشورهای اسلامی صادر می کنیم و سپس به بقیه کشورهای جهان و آن روز است که می توانیم خدمت حضرت اعلام آمادگی برای ظهور کنیم.

فتنه سال ۸۸ تثبیت ولایت فقیه در کشور بود

وی ادامه داد: ما مقطع به مقطع جلو می رویم. سال ۵۷ تا هر چند سالی که به تثبیت نظام فکر کنید که فکر می کنم فتنه سال ۸۸ تثبیت ولایت فقیه در کشور بود و شاید در همین دوره باز موضوع ولایت فقیه مورد هجمه واقع می شود. از سال ۸۹ وارد مقطع دوم یعنی کشورهای اسلامی شدیم. از همان زمانی که بیداری اسلامی اتفاق افتاد و ما در گیر و دار آن بودیم حضرت آقا فرمودند که این به سرعت به قلب اروپا وارد خواهد شد، که شد. انقلاب اسلامی به شکل جمهوری اسلامی در ایران تثبیت شده و تثبیت بیشتری می شود و این مانع شروع مرحله دوم نیست و به سمت جریان بیداری اسلامی می رویم. فتنه ۸۸ داخلی بوده و بعد از آن دچار یک فتنه بین المللی شدیم و این نشان می دهد که بروز و ظهور انقلاب اسلامی ما دارد منطقه ای و بین المللی می شود و آنها کاملاً در تقابل با ما حرکت می کنند. پس درگیر یک فتنه دوم هستیم که بسیار سنگین است و وارد مقطعی شده ایم که فتنه ها ویژه مقطع دوم بین الملل ما یعنی جهان اسلام است و موضوع داعش و النصرة و … برای این دوره طراحی شده است.

وی افزود: پس می توانید به راحتی پیش بینی کنید که اگر مابه سمت این می رویم که وراد لایه سوم شویم و ماموریت سوم را انجام دهیم باید فتنه سومی هم پیش رو باشد که سطحش بین المللی باشد. فتنه داعش فتنه ای ویژه جهان اسلام است اگرچه دارد به اروپا هم وارد می شود. امام فرمودند که اگر این دوره سوم آغاز شود می توانیم عرض کنیم که آماده ظهور هستیم. پس با این فرض، نامه و دعوت اروپاییان و دعوت آمریکای شمالی در دستور انقلاب اسلامی ما هست و زمانش هم رسیده و باید این کار را انجام دهیم.

وی در ادامه به یادگیری زبان و رساندن پیام به جهانیان اشاره داشت و گفت: اصلاً حوادث جهانی اینطور نبود و مشخص نبود که نیازهای جهانی به زبان و به این شکل داشته باشیم. قطعاً باید با قصد قربت این دو زبان را یاد بگیریم، زبان آینده و پیش روی ما و زبان مقطع فعلی ما عربی و به زبانی که سمت آن می رویم تا پیاممان را به آمریکا و اروپای شمالی برسانیم انگلیسی است.

وی افزود: شرایط بسیار واقعی پیش روی ماست و اصلاً شوخی و بازی و کنجکاوی علمی و .. نیست و لازم نیست در این جنگ لزوماً تفنگ و … باشد که هست و خواهد بود ولی به سمت تحولی بسیار بزرگ می رویم که هر یک قدم ما آن سمت خط که رسیدیم برایمان مشخص خواهد بود که این قدم را درست برداشتیم و به موقع بوده یا خیر و این جزو مسئولیت های جدی ما خواهد بود.

در ادامه، سوال یکی از حضار از ایشان مطرح شد که این بود: جنابعالی مثال زیبا از شب و چراغ زدید، اما به نظر بنده اینکه فقط بگویید چراغ را روشن کنید کافی نیست و در خیلی جاها چراغ نیست و باید ببریم.

وی پاسخ داد: بله قطعاً همینطور است. ماجرای ظهور ماجرای ظهور است و تصورمان این است که نعوذ بالله وجود امام غیب شدند و روز ظهور اتفاقی می افتد و ایشان ظاهر می شوند. اصلاً ماجرا این نیست و ما می دانیم که امام بین ما زندگی می کنند مثل حضرت یوسف که بودند ولی مردم ایشان را نمی شناختند. آنچه در ظهور اتفاق می افتد در واقع ظهور حق یا امر است، حق ظاهر می شود و این آگاهی و نور به همه جا برده می شود و همه می فهمند که تا الان در تاریکی بوده اند و به طلب نور حرکت می کنند.

سوال دیگر حضار این بود: در کشور ایران بیشتر نگاه ها معطوف به داخل شده و چند مدتی است که از روشن کردن این نوع چراغ ها در خارج از کشورمان غافل شده ایم، به نظر جنابعالی روشن کردن این جرقه ها برای ظهور و برپایی حکومت الهی بیشتر باید در کشورهای غربی کار شود یا در کشورهای غیر اروپایی و غیر آمریکایی؟ و تبلیغات باید چگونه باشد؟

وی در جواب گفت: اینکه غافل از حوزه بین الملل هستیم یا خیر بحث بسیار مفصلی است، اولین اتفاقی که در حوزه بین الملل در جریان انقلاب اسلامی رخ داده روز قدس بوده که حضرت امام اعلام کردند و بنده به عنوان جوان آن دوره شهادت می دهم که اصلاً متوجه جنبه بین الملل انقلابمان نبودیم و این به این معنی نبوده که امام نسبت به این جریان غافل بودند و ماجرای تقابل ما با صهیونیسم و اسرائیل را از آن روز دامن زدند. درست از سه ماه بعد از آن بود که جریان لانه جاسوسی پیش آمد و بعد ماجرای فلسطین و لبنان و … که جلو رفتیم و همیشه این جریان در کشور بوده است.

وی ادامه داد: یک نگاه همین است که ما در کشورمان زندگی خودمان را کنیم و یک مذاکره هم با دشمنانمان می کنیم و اوضاع مرتب می شود و آنها نسبت به ما دچار سوء تفاهم هستند و اگر این سوء تفاهمات حل شود چند تا آدم ناراحت مثل رژیم صهیونیستی در جهان وجود دارد که آنها را هم تدبیر می کنیم و به زندگی ادامه می دهیم. نه غزه، نه لبنان، جانم فدای ایران محصول چنین نگاهی است. یک نگاه دیگر این است که باید اینجا را تثبیت کنیم و به جهان اسلام و بعد از جهان اسلام برسیم. البته حواسمان باشد که در این وضعیتی که هستیم و جنبه بین الملل انقلاب کاملا جدی پررنگ می شود، نباید از داخل غافل شد چرا که هسته اولیه این است. امام هم می فرمودند که ما ایران را از باب اینکه اسلام در اینجا مستقر شده می خواهیم و اگر این ضربه بخورد بقیه کارها دیگر نفعی نخواهد داشت.

وی افزود: اینکه در کشورهای دیگر چگونه باید تبلیغ کرد قائدتاً می دانید که محیط تبلیغ و مخاطب یکی از عناصر جدی است که در موضوع دعوت و تبلیغ مد نظر قرار می گیرد. اینکه مرحله اول ابلاغ پیام در این فضای مه آلود داعشی که یک نامه و در فضای مجازی می شود دقیقا طراحی شده است و مشخص است که این جواب می دهد و خیلی ابتکارات دیگر که خود شما جوانان باید داشته باشید.

سوال بعد اینگونه مطرح شد: در خصوص نقش جوانان و نسبت آن با دعوت توضیح دهید.

همایون در پاسخ گفت: موضوع ما موضوع جوانان است و در سپاه امام پیرها هم هستند اما مثل نمک در سفره. اصل بار روی دوش جوانان است و برای اینکه این را بفهمیم خداوند انقلاب اسلامی را جلوی ما گذاشت و ما در انقلاب دیدیم که جوانان به میدان آمدند و کار کردند. انقلاب اسلامی یک نمونه بود که بفهمیم جوانان چه وظیفه ای دارند و چه کاری باید انجام دهند، داستان دفاع مقدس نمونه ی بسیار عالی بود که بار آن را غیر جوان اصلا نمی توانست بردارد. در همین تحولات علمی، تصورمان این است که علم پیش کسانی است که سن شان بیشتر شده است اما تحول علمی در جوانان اتفاق افتاد. چرا؟ چون غیر جوانان این تحول را نمی توانند ایجاد کنند. در دعوت و تبلیغ اسلامی هم جوانان باید پیشقدم شوند و راه های جدیدی را ایجاد کنند.

سوال بعدی که از وی پرسیده شد این بود که از آنجایی که هنوز موفق به پیاده سازی اسلام ناب در ارکان مختلف حکومتی و تمدنی کشور خود نشدیم کما اینکه در بحث اقتصاد سالهاست که درگیر استقرار الگوی اسلامی هستیم، در بعد بین المللی به عرضه کدامین اسلام به جامعه جهانی می خواهیم اقدام کنیم؟ آیا اسلامی که هنوز استقرار نیافته است قابل عرضه و ارائه می باشد؟

همایون در پاسخ به این سوال چنین گفت: نامه ای که امام به گورباچف نوشتند و گفتند شوروی و نظام کمونیسم در حال سقوط است، آنجا به وی گفتند اگر شما تصمیم گرفتید که یک روزی به سمت اسلام بیایید ما متخصصینی داریم که می توانند برای شما در آنجا شوروی را اسلامی کنند. این اعتماد به نفس یعنی واقعاً ما داریم و این طور نیست که دستمان خالی باشد. مشکلاتی داریم و همین درگیری حق و باطل که در عرصه کل تاریخ و صحنه بین الملل می بینیم در کشور خودمان هم هست.

وی ادامه داد: در همین نظام آموزش عالی که نگاه می کنید برای اینکه به سمت تولید علوم انسانی و اسلامی حرکت کنید با خیلی از موانع مواجهید و این موانع را نباید پای این گذاشت که دستمان خالی است. ضمن اینکه در مراحل تمدن اسلامی که حضرت آقا اشاره فرمودند که از انقلاب اسلامی آغاز می شود و به نظام اسلامی می رسد حتماً یادمان باشد به این معنا نیست که اول انقلاب اسلامی را تمام می کنیم بعد وارد نظام اسلامی می شویم. بعضی ها این طور تحلیل می کنند که انقلاب اسلامی تمام شد و نظام اسلامی هم تمام شد و جا افتاده و حالا در مرحله دولت اسلامی هستیم. اصلاً اینطور نیست و هنوز انقلاب اسلامی ما تازه است و در خیلی از حوزه ها مثل اقتصاد و آموزش عالی و … انقلاب نکردیم و در علم دینی هم انقلاب نکردیم. اگر این انقلاب ها انجام شود این نظام هم بر اساس آن در مرحله دوم درست می شود و دولت آن هم بر اساس آن درست می شود و بعد جامعه اسلامی و بعد هم تمدن اسلامی می شود .

مطالب مرتبط

نظر بدهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *